تو دور می شوی

تو دور می شوی و انگار ابرها ستاره ام را می چینند

و تک شقایقم در مرداب می میرد و حال در بطن این لحظه های سرد سبد های سیب پر از خالی است

 

و من آهسته زیر سایه ی درخت ها تب می کنم

و در اغتشاش توهم برگ ها هذیان می گویم

آه تو هرکجا هستی سری به خواب من بزن

و ببین که هنوز بی شقایق بی ستاره در چشم سیب ها رنگ می بازم

/ 0 نظر / 12 بازدید